ديوانه منم من كه روم خانه به خانه...اي تير غمت را دل عشاق نشانه...جمعي به تو مشغول و تو غايب ز ميانه!!
اين فقط يه چشمه ي كوچيكشه!!
صبح علي الطلوع از خواب ناز بيدار مي شي و خودت رو تر گل و ورگل مي كني و كفشتو
خوشكل پات مي كني و خوشبوترين ادكلاني كه خريدي رو باهاش حموم مي كني و زنگ مي زني تاكسي سرويس ..مي گي يه ماشين مي خوام..بهت مي گن مقصد كجاست؟ يه بادي توي گلوت مي ندازي و خيلي رسا و ........... مي گي تيز هوشان!!
وقتي مي رسي محو ابهت و عظمت اون ساختمون دو طبقه مي شي..داري مي ري داخل كه يهو زير پات خالي ميشه و پات پيچ مي خوره..وقتي زير پاتو نيگا مي كني مي بيني يه چاله اي جلوي پات بوده...يكي دو تا هم كه نيست..كل حياط مدرسمون به اين چاله ها مزين شده...فك مي كني كه قدمت مدرسه بالاي پنجاه ساله ...ولي بعد مي فهمي كه سال 73 ساخته شده...به خودت مي گي بي خيال امسال ساله آخره كه اينجا هستي!!مي ري سر صف خيال مي كني الان مي خوان دو كلوم حرف حساب بهت بزنن...وقتي گوشات رو تيز مي كني مي فهمي ،همش دارن در مورد حساب و كتاب و شهريه و بودجه ي مدرسه صحبت مي كنن...مي گن شهريه هاتون رو بدين تا مدرسه براي كار هاي جانبي بودجه داشته باشه...بعدش هم مي فهمي كادر آموزشي مدرسه 180 درجه تغيير كردن و به علت كمبود بودجه معلم هاي شاخص نمي تونن توي مدرسه ي ما بياين...وقتي هم كه اعتراض ميكنيم كه چرا آقاي پهلواني رو تبعيد كردين ،مقامات بالا عرض مي كنن آخه بودجمون واسه اين دبير نمي رسه...به خودت مي گي بي خيال امسال سال آخره!!حالا با خودت فك مي كني چون الان پيش دانشگاهي هستي زنگ اول زيست...زنگ دوم فيزيك...زنگ سوم شيمي داريم ولي بعدن مي فهمي كه زنگ اول بيكار..زنگ دوم ادبيات...زنگ سوم زمين شناسي..كه البته لازم به ذكره بگم كه زنگ سوممون 15minبيشتر نبود...آخرشم معلوم نشد كه اين زنگمون چه طوري مثله بودجه به اين سرعت تموم شد..به خودت مي گي بي خيال امسال ساله آخره!!مي ري كه ازشون يه ماژيك واسه معلم بگيري،مقامات بالا عرض مي كنن كه به دليل سرطان زا بودن ماژيك از خريد ماژيك معذوريم...درضمن بودجه واسه ماژيك و اين حرفا نداريم كه...برين با گچ بنويسين... خودت مجبور مي شي كه بچه ها رو مجبور كني كه واسه معلما ماژيك بخرن... با اين وجود هيشكي نمي خره و خودت رو مجبور مي كنن چون نماينده كلاس هستي مثه سال گذشته بري واسه معلما ماژيك بخري...به خودت مي گي بي خيال امسال ساله آخره!!
نكته ي جالب اينه كه بودجه واسه مشاورا و ناظما مي رسه ولي واسه بقيه ي مواردغير ضروري نه...آخه تعدادشون نسبت به سال هاي قبل دو برابر شده (آخه دو تا مشاور مي خوايم چي كار)...وقتي هم چيزي ازشون مي خوايم يا مي پرسيم ، مي گن ما توي مدرسه هيچ كاره ايم...فقط ناظمامون بلدن مثه مامور بهداشت سر صف ناخونامون رو نيگا كنن كه يه وقت خدايي نكرده يه ميليمتر بلند تر نشده باشه...يا اينكه زبونم لال ...زبونم لال ...هفت قرآن به ميون ..يه وقت يه تار مويي از ابروي كسي كم نشده باشه...به خودت مي گي بي خيال امسال ساله آخره!!هر روز مي يومدن يه برنامه ي جديد بهمون مي دادن...وقتي مي گفتيم چرا هنوز نتونستين يه برنامه ي ثابت برامون راست و ريس كنين؟ مي گفتن شما نگران نباشين تا آخر ماه برنامه ي ثابت بهتون مي ديم...با اينكه حسابي كفري شدي ولي بازم به خودت مي گي بي خيال امسال ساله آخره!!يه جورايي تمومه اين كاركنان مثه فرش پاتريس يه تختشون كمه...آخه هي فرت و فرت واسه خودشون جلسه مي ذارن و معلوم نيست پشت اون دراي بسته چه نقشه اي دارن واسه ما مي كشن...كل زنگ هم ما ول معطليم تا جلسشون تموم شه...به خودت مي گي بي خيال امسال ساله آخره!!من از همين جا از كليه كارشناسان زيست شناسي و محيط زيست دعوت به عمل مي يارم براي شناسايي انواع و اقسام جك و جونورا و قارچ ها بي يان توي مدرسه ي ما...آخه از موش گرفته تا پشه ي مالاريا اونم از نوع فراوونش يافت ميشه..به خودت مي گي بي خيال امسال ساله آخره!!مي ري وضو بگيري كه بتوني چند ركعت نماز بخوني ...وقتي ميري كه نماز خونه رو پيدا كني، مي بيني كه درب يكي از كلاس ها توي نماز خونه باز ميشه...خو اون بدبختا هم مجبورن با كفش از روي قالي رد بشن تا بتونن بياين بيرون...تا همچين صحنه اي رو مي بيني بي خيال نماز و خدا و آخرت ميشي ...بازم به خودت مي گي بي خيال امسال ساله آخره!!
بعدمي ري يه گوشه مي شيني و تصميم مي گيري كه بياي اينا رو بنويسي ..با اينكه مي دوني ممكنه برات دردسر ساز بشه و سرت رو به باد بدي ولي بازم دندون رو جيگر مي ذاري و به خودت مي گي بي خيال امسال ساله آخره!!
ب خ ب 1: من همينجا و از پشت همين تريبون اعلام مي كنم اين يعني: بــي خــيال بــابا
ب خ ب 2: اگه مي تونين روزنامه دوم آبان جام جم رو گير بيارين و صفحه 11 اونو كه انتقاد از توريست فضايي يا دانشمند آماتور؟(انوشه انصاري)بود رو بخونين...اگه هم نمي تونين بياين از من بپرسين تا منم جوابتون رو ندم و ضايع شين!!
امام علي (ع) : دارو نزد خود توست ولي نمي بيني...درد نيز در خود توست ولي نمي داني
زندگي کوتاه ترازآنست که به خصومت بگذرد وقلبها گرامي ترازآن هستن که بشکنند ...فردا طلوع
خواهد کرد حتي اگر نباشيم !!

