ببینم شما تا حالا حواستون به كامنت هاي وبلاگ من بوده.(معلومه که نه...مگه بی کارید) آقا ما یه روز خواستیم ببینیم ملت چه نظری در مورد ما دارن، زدیم رو نظرات که دیديم ای دل غافل کجایی که همه میگن ما قد نون سنگک هم نمی ارزیم. (خوب البته حق هم دارن نون سنگک کجا ما کجا...) به همین خاطر رفتم سراغ چندتا از دوستای همكلاسيم که چم و خم کار پلیس بازی رو بلد بودن تا با کمک هم طی یک عملیات گسترده مچ بچه محلهایی رو که در وبلاگم نظر دادن رو بگیریم. خوب معلومه برای چنین کار گسترده ای مراحلی رو طراحی ريختيم تا با اجرای درست آنها به هدف متعالی خود (که همانا پاکسازی جامعه از اشرار) برسیم و اسم گروه نو پای خود را هم سازمان sachmei ها نهادیم.
مرحله اول: پیدا کردن سر نخ
که البته به توصیه ي دوستا و رفقا و شفقا و صدقا خودمان را الکی الاف این قرطی يا قرتي بازی ها نکردیم !!
مرحله دوم: تهیه لیست مظنونین
این مرحله واقعا سخت بود. (چون از دید من کل لينكدونيم مظنون بودند) اما اولین مورد که به نظرم رسید این آقای ملاسعيدي دبير ریاضیمون بود که اين يه هفته پيش تو كلاس جلو بچه ها بدجوري ضايم كرد. دومیش هم داداشم ممد بود(همون که لينكش نمي كنم) سومیش هم اصغر آقا (بقالی محل) چونکه لامذهب تمام قیمت آلوچه هاش دولا پهنا ست. اما مورد چهارم این پاپتي هستش که باید یه فکری واسش بشه. (بی معرفت عصر يخ 2 رو نصف و نيمه برام تعريف كرد ...خودم رفتم پول دادم خريدمش!!) پنجمیش هم این وبلاگ ترفندو امين (مشکوک می زنن... انگار می خوان وبلاگ منو نيست و نابود كنن...بي معرفتا) و ششمیش هم این وبلاگ شاسوسا ...البته راستش رو بخواید این یکی یه خورده پارتی بازی شد، آخه خدا چند شب پیش اومد به خوابم و گفت "پري جون حال این شاسوسا را بگیرآخه بد جوری حال منو می گیره" منم که می دونید آخر رفاقتم... دیگه روی خدا جون رو تو این ماه رجبي زمین ننداختم)
مرحله سوم: بازجویی
اول خواستم از دبيرمون شروع کنم که با خودم گفتم من كه مستمر و نمره ي ترم دومم 20 شد.آخه چه مرضي دارم كه بخوام بهش گير بدم چرا بخوام لگد به بخت خودم بزنم... به همین علت و با در نظر گرفتن شواهد مستدل به این نتیجه رسیدم که دبير محترم بنده یک «جلتنمنگ» به تمام معناست وبهش نمياد كه از اين كارا بكنه. (ای شفتالو... ای زردآلو . اي آلوچه.. آناناس...نفس من بیدی!!!)
دومیش ممد داداشم بود كه تا اومدم یه چَک بزنم تو صورت این بچه، مامانم دوتاش را تو صورت خودم خوابوند. اونجا بود که از ته قلب احساس کردم که ممد بیگناهه.
سومین مظنون، اصغرآقا بقال محل بود همچینی که نشوندمش رو صندلی و دوتا مشت زدم تو چونهاش، بنده خدا دوتا آلوچه و يه لواشك تعارفم كرد. نه خدایش شما بگید یه چنین آدم دلسوزی می تونه تبهکار باشه؟؟؟
اما چهارمیش...این دیگه خودشه .... رفتم تو وبلاگش(پاپتي) خواستم مچش روبگیرم(البته اگه نويسندش آقا نبودااااا وگرنه ما که با نامحرميون دهن به دهن نمی شیم) که دیدم "ای دل نا غافل این که خيلي داره نور بالا مي زنه... نه این که فکر کنید ترسیدم هاااا، نه... با خودم گفتم این حتما آدم باسواتيه که .....(حالا)... بذارين تنها گیرش بیارم!!! اگه مردی بیا سر چهارراه...
حسين ترفند و امين هم که اصلن از اول اشتباهی اومده بودن تو این لیست .(بچه هاي خوبین آخه همين جا می خوان قول بدن كه چند تا ترفند توپ يادم بدن... حالا ياد می دین یا پروندتون رو به جریان بندازم...)
من نمی دونم اسم شاسوسا رو کی گذاشت تو لیست من؟ خدا هم اگه باهاش مشکل داره خودش با یه آسمون غرمبه بزنه از وسط نصفش کنه... بابا این آدم بچه خوبیه... كسي كه اسمش پريسا باشه که نمی تونه بد باشه.(شاه سوسا جون ، اگه کسی هم اذیتت کرد بیا پیش خودم ... خدای بد (استخفرالله) واسه چی شاسوسا رو اذیت می کنی)
ای بابا این جوری که لیست خالی شد... بچه ها سریع برید از تو کوچه دوتا مهتم گیر بیارین... یالا شب شد...
اولی رو که بچه ها اوردن زري بود که خوب البته همون اول تهديد به گفتن همون ناگفته ها كرد و ما هم بي خيالش شديم ولی یه دو ساعت بعد که سرمون خلوت تر شد دوباره بچه ها رفتن تو کوچه واسه متهم گیری ...دو دقیقه بعد بچه ها با وجيهه اومدن که خوب اینم تا دو تا لگد خورد افتاد و مُرد.خوب به من چه در جریان تحقیقات شهید شد...در ضمن عمدي به شهادت رسوندمش كه سال ديگه با سهميه شهدا تا دم يه دانشگاهي راش بدن)
مونده بودم چی کار کنم که دوباره مخ فسفریم کمکم کرد. حالا هی همه بگين مخ من نخودیه ...نوبتي هم كه باشه نوبت شرور بود(نچ...بهش نمياد ..با اينكه خيلي شروره و غير از آتيش سوزوندن كار ديگه اي بلد نيست ولي بچه تر از اين حرفاست كه بخواد با من در بيوفته)...
آخريش هم حميد بود ..آره همين حميد خودمون...چيه بهش نمياد...خب حتمن بهش نمياد ديگه !!آخه خواهر زاده ي منو چه به اين كاراا!!اگه يه بچه ي خوب و سر بزير بين شماها باشه اونم اين نيست(خيال كردي مي خوام بگم اونم اينه!! زهي خيار باطل ... )
سریع بچه ها رو فرستادم تا برن شاطر نون سنگکی محل رو بیارن که متهم اونه...
مرحله آخر: افشای حقیقت
طی عملیات گستردهی نیروهای جان بر کف سازمان sachmei ها بر ما محقق گردید که نون سنگکی محل با کمک عوامل خارجی استکبار (امریکا... همین امریکای نامردِ) قصد در بر اندازی حکومت و ضابلو (ضايع +تابلو) نمودن وبلاگ ما را داشته که با پیگیری های به موقع نیروهای شهادت طلب ما این دسیسه نیز خنثی گردید.
نتیجه ي اخلاقي:
1) ما درهر حالتی با امریکا مخالفیم!!
2) ما نباشیم کی امنیت رو برقرارمی کنه؟
3) نون سنگک از عوامل استکبار جهانیه (چون استکبار جهانی با گرون کردن اون قصد داره ما را از دولت کارآمد آقای احمدی نژاد نا امید کنه و بگه اینها هم مثل احزاب گمراه قبلی نا کارآمد هستن)
در آخر:
مامان... مامان .... این آقاها چی می خوان دم در......جون مادرتون ..... ولم كنين..... حاج آقا داودي کممممممممک...(یعنی با این حساب فاتحه ... منتظر update بعدی نباشید...)
هر کی تو مسابقه ی این دفعه شرکت نکنه از دستش رفته نگین که نگفتم... ![]()
سوال این هفته مون اینه:
جای خالی را با کلمات مناسب پر کنید :
………… زندگی است و زندگی ............ است.
درد نوشت: این رساترین کلامی بود که این روزها در باب وقایع اتفاقیه ی لبنان و حواشی خوندم. دیدم آوردن اون خالی از لطف نیست!!
تو ننگ عربی، سید حسن!!
نام تو را باید
از فهرست اعراب شایسته خط بزنیم
تو
بجای آنکه در ایوان ویلای ساحلی ات
لم بدهی
و چرت تابستانی ات را
با دود قلیان مفرح کنی
تفنگ دست میگیری
و از پشت تریبون المنار
با نعرههایت
چرت ما را پاره میکنی
تو هیچ شباهتی به اعراب بزرگ نداری، سید حسن!!
نه شکمت
آن اندازه است
که از پشت دشداشههای سفید
وقار عربی ات را نمایان کند
نه چفیه و عقال داری
تازه عمامه سیاه سرت میگذاری
که ما را به یاد خمینی میاندازد
که یکبار چرت مان را پاره کرده بود
تو ننگ عربی، سید حسن!!
بجای آنکه در حرمسرایت بگردی
و رقص عربی ممالیک گرجی و اوکراینی ات را تماشا کنی
تا فردا در بهشت
برای مغازله با حوریان آماده باشی
در مخفیگاهت
که نمیدانیم کجاست
می نشینی و نهج البلاغه میخوانی
تو کافر شده ای، سید حسن!!
و بر ماست که تو را به یهودیان اهل کتاب بسپاریم…
فقط به رسم مردان بزرگ عرب
صادق باش و بگو
برد موشکهایت
به ریاض که نمیرسد؟!
سهم آدما از آسمان يه اندازه ست. آنقدر يكسان كه هر كسي آن را متعلق به خود مي داند .هر كسي به زبان خود با آسمان حرف مي زند .هر كسي مي تواند آن را داشته باشد ، وقتي مي بارد يا مي خندد...
همه آزادند هر قدر كه در دلشان جا مي گيرد از آسمان بر دارند و قلب بعضي ها آن قدر وسعت دارد كه مي روند و آسماني مي شوند.اما كاش سهم آدما از زمين هم رعايت مي شد و آدما سهم يكديگر رو ناديده نمي گرفتند و باور مي كردند او آنقدر مهربان است كه همه زندگي را به مساوات بين بنده هايش تقسيم كرده است . كاش در عشق او سهيم بشويم ...آسماني شويم و زمين را براي زمينيان بگذاريم...!!
اينم از شماره ي تلفن آقاي احمدي نژاد : 09121956482 (سلام منم بهش برسونين)
* همیشه سعی کن آنچه را که دوست داری بدست بیاری و گرنه مجبوری آنچه را که بد ست میاری دو ست د اشته باشی!!
* يا راهي خواهم يافت... يا راهي پديد خواهم آورد !!
اين مطلب به نكوهش انسانيت شما انسان های با وجدان و ستايش وحشيگری حيوانات بی وجدان
خواهد پرداخت!!!
چيه هی گير دا دی هر كی كار بد ميكنه ميگی وحشی ! ميخوای فحش بدی ميگی وحشی ! مگه وحشی بودن بده ؟ تو مثلا يه آدم متمدن هستی درسته؟ از تو غار كه به اينترنت وصل نشدی؟ از يه شهری داهاتی جایی داری آن لاين ميشی ديگه ! پس ميشی متمدن ...ببين عزيزم شما هيچ حيوان درنده ای رو سراغ داری كه غير از سير كردن شكمش حيوون ديگه ای رو بكشه ؟ نداری... اماآدم اين كارو ميكنه ! نه تنها موجود ديگه ای رو بلكه هم جنس خودشو ( تو حيوانات درنده جز در موارد خاص و معدود اين امر ممكن نيست) !( همجنس به همجنس به قصد كشت حمله نميكند.) كدوم حيوون رو غير انسان سراغ داری كه همينجوری داره راه ميره بزنه يه حيوون ديگه رو بكشه ؟
آقا سوسك...سوسكه ديگه ،... تو خيابون ميبيني فرت ميزنی نيست و نابودش ميکني انگار نه انگار که يه سوسکي داشته از اونجا رد ميشده ! آخه تو كه از اون ميكروب تری ! كدوم حيون ميتونه اينطور كه آدم حيوونا رو ميكشه آدما رو بكشه ؟ هيچی به خدا ! تار و مار رو بر ميداری ميريزی رو سر و كلشون ، غير از يك حيوان هيچ حيوانی اينطور با انسان بر خورد نكرده اون حيوانم خودش يه انسان بوده به نام حضرت هيتلر !
مورچه!! .... آخه گدا ... خسيس اون مورچه که كل زندگيشو جمع كنه ميتونه از تو 30 كيلو شيكر بلند كنه ؟؟؟ واس چی نفت ميريزی تو خونه ش ؟ گربه داره رو ديوار راه ميره مگه مرض داری با تفنگ ساچمه ای ميزنی تو پاش ؟
اون نه ميميره ، نه زنده می مونه يه عمر زجر ميكشه نا مرد ! واس چی زورتو به اون ميرسونی؟؟
مثلا مار .... آقا شما به مار كاری نداشته باش ببينم نيشت ميزنه ؟ يا هر حيوون ديگه ... تو جای اون باشی كه بدتر وحشی ميشی ! فك كن زن و بچه كوچيكت تو خونه نشستن يه اجنبی بياد فرت بزنه در خونتو بشکونه بياد تو ، چی كارش ميكنی ؟ تازه اگه بدونی ميخواد به بچه هات آسيب برسونه ! همين ديگه.... آمار كل آدمایی كه كروكديل و شير و ببر و پلنگ و مار و بگير برو تا اسب آبی و پشه مالاريا و الاغ و کره بز و ... رو بزار كناره آمار كسایی كه خوده آدما ميكشن ...كدوم بيشتر ميشه ؟ ميری داهاتی جایی...طرف هی ميگه راه برو زبون نفهم ...از كجا معلوم اون زبون نفهمه ؟ چون زبون تو رو بلد نيست ميشه زبون نفهم ؟ چطور تو زبون اونو بلد نيستی زبون نفهم نيستی ؟ اون خيلی هم از تو با شعور تره ! حد اقلش اينه كه دست نداره باهاش تو رو شلاق بزنه ! شما يه حيوون سراغ داری مثل خوده بيوفات باشه ؟حیوون مثل آدم از يه ماده خوشش مياد ميره خواستگاری... غير فاخته و خوك و چند تا ديگه حيوون بقيشون يا عقد دائم ميكنن يا عقد موقت تا اخرشم با همن ! مثه تو نيستن كه ..... از نظر اخلاقی هم اين حيوانات عزيز خيلی از حضرت عالی و سركار خانم پيشرفته ترن ! اولا ريشه های بنيادی اجتماعيشون كه همون خانوادست كاملا محكمه ! انسان پيشرفت كرده متمدن هر چي بيشتر پيشرفت ميكنه گندش بيشتر درمياد ! اصلا تو حيوونا قاچاق انسان هست ؟ نه داداش نيست ! حيوانات دزدی نميكنن ! يعنی چی ... حالا عرض ميكنم خدمتتون ! اون موقع كه حضرت عالی و سركار از كوه تشريف نيوورده بوديد پايين ، اين خرس و گرگ تو دهاتای شما بودن ....همه حيوونای چرنده كه غذای اين آقايان شريف بودن از اون اطراف فرار ميكنن ، وسط زمستونه ،.. خب چيكار كنه بدبخت ؟ خونه شو گرفتی ، زندگيشو ، غذاشو .... اونم مياد يه دونه گوسفند تورو بلند ميكنه ! زمينو به زمان ميدوزی كه آیییییییی حيوونات وحشی ! وحشی خودتی و هفت جد آبادت ! وحشی خودتی بي اجازه اومدی غصب كردی مال مردم رو ! حالا مثلا چون اين گرگه به تو پا نداده مث سگ جيره خورت نشده ، شده وحشی ، اون كه بهت باج داده شده با وفا ! همينه ديگه .... خيلي مغروری بد بخت... هر كی زبون تو رو نفهمه ميشه زبون نفهم ...هر كی بهت باج بده ميشه حيوان اهلی خوب ! هر كی باج نده ميشه حيوان وحشی ! قوش كه كفتر و جوجه تو رو بلند ميكنه ميشه وحشی ! قناری كه برات چهچه ميزنه ميشه مرغ عشق !
حيا كن ... برو ديگه حيوون شو ، بسه... خجالت بكش از اين همه انسانيتت كه حال آدمو بهم ميزنه !
آخيش...(از اون آخيش هاي بلند و کش دار)
خداوندا در اين دنيا انسان بودن و ماندن چه دشوار است
چه رنجي ميكشد انكس كه انسان است و از احساس سرشار!!
* امام علي (ع): عبرت ها چه فراوانند و عبرت پذيرفتن ها چه اندك!!
* تجربه معلم سختگيريست ...اول امتحان مي كند بعد درس مي دهد!!

