تبليغاتX
اگه نگیم و نخندیم پیاز می شیم می گندیم
سقراط 3

و اما ادامه ما جرا... اميدوارم يادتون نرفته باشه

خلاصه سرتان را درد نياورم. پس از اين كه اين پيغام و پسغام سقراط رسيد به دست ژوليت، اون هم نامردي نكرده و يك راست رفت پيش رومئو و ماجرا را از سير تا پياز برايش تعريف كرده و يك كمي هم بالاش گذاشت و شرط ازدواج با رومئو را كنده شدن كلك سقراط بيان نمود! رومئو رگ گردني هم كه تازگي ها فيلم قيصر و اعتراض مسعود كيميايي را توي سينما نفت خودمون نگاه كرده بود، كفشهايش را عينهو بهروز وثوقي وركشيده و به افتخار عشق وفادارش ژوليت يك پياله سركشيده و چاقوي ضامندارش را برداشت و رفت جلوي دانشگاه ادبيات و علوم انساني آتن وحالا نعره نكش كي بكش! علي ايحال بعد از آبروريزي مذكور و چاقو خوردن سقراط از رومئو و قشقرق وحشتناكي كه زن نانجيب سقراط به پا كرد حضرت استاد اجل به اين نتيجه رسيد كه ديگر نه برايش نزد مردم آبرويي مانده و نه عزت و حيا و شرفي! به قول معروف هر چه محبوبيت و معروفيت كه طي پنجاه سال عبادت و تعليم و تعلم و تدريس و شب زنده داري و زجر كشيدن ها و دود چراغ خوردن ها نزد اهالي آتن بدست آورده بود بر اثر لحظه اي غفلت و گرفتار شدن در دام ابليس عشق نابهنگام و نابهنجار دود شد و رفت هوا !!! به همين خاطر سقراط معظم در يكي از شبهاي سرد زمستاني تصميم گرفت كه براي رهايي از ننگ و رنگ كثيفي كه دامانش را لكه دار نموده بود، خودش رو خودكشي كنه و بدين ترتيب نه تنها براي هميشه از دست آن زن عجوزه هفت خطش راحت مي شه، بلكه داغ عشق ژوليت را نيز با مرگ خويش به فراموشي ابدي مي سپاره! اما از يك طرف هم اون موقعها تنها راه خودكشي و انتحار يا طناب دار بود يا مدل پسر عموهاي «اوشين تاناكورا» هاراگيري با شمشير و نيزه و چاقو! خوب سقراط حكيم هم با خودش حساب كرد كه حالا بايد بگيريم بميريم چرا اين طوري با زجر و درد بميريم، هم بخواهيم به ديدار عزرائيل نايل شده و هم اينكه سلولهاي نحيف و عزيز بدنمون رو با دستهاي خودمون اره اره كنيم، اين كه نشد كار؟ ناسلامتي سقراطي گفتن، حكيمي گفتن، فيلسوفي گفتن!! بنده خدا، سقراط هر چي دنبال يك راه صيف تر و سالمتر و بدون درد و زجر گشت و جستجو كرد هيچ چيزي دستگيرش نشد كه نشد، از بدشانسي سقراط خان اون ايام هم هنوز قرصهاي آرامبخش مثل ديازپام و اگزازپام اختراع نشده بود كه با خوردن چند تا دونه ناقابلش خيلي رمانتيك و احساسي بزنه بند دلش و لباس خواب ابديش رو بپوشه و مثل يك بچه خوب و سر براه بره بخوابه توي رختخوابش و خواب اون دنيا رو ببينه؟! اينه ديگه وقتي مي گن علم چيز خوبيه بازم شماها بگين نه ثروت خوبه؟! علي ايحال سقراط با جمع بندي مسايل فوق و تفكرات و تدبرات خاص فيلسوفي بدين نتيجه رسيد كه اگر هم بخواد از دست زنش، گزانتيپ خاتون خلاصي يافته و هم اينكه آبرو وعزت واقتدارش لكه دار نشده و برو بچه هاي سر چهار راه اميري و پاساژ جمهوري فلورانس برايش متلك و لغز و ضرب المثل درست نكنند كه : سقراط دستش به ژوليت نمي رسيد مي گفت كه پيف پيف بو پيف پاف « ال جي» مي ده!

 

منتظرا لباقي ماجرا باشيد!...

شنبه سی ام اردیبهشت 1385 ساعت 9:58| نویسنده : پریسا |
قانون نمره و امتحان !

توضيحات:بر اساس روابط شيميايي و فيزيكي موجود بين نمره و دانش آموز  سه حالت زير را

مي توان در نظر گرفت :

حالت اول : رابطه بين نمره و دانش آموز با فعل شدن بيان ميشود . مثال : فيزيك سه 17 شدم.خوب بچه ها من برم خونه واسه ترم بعد درس بخونم...

اكثر جمعيت ين گروه را دانش آموزان واقعي تشكيل مي دهند كه با تلاش و كوشش نمره مطلوب خود را ميشوند

حالت دوم : رابطه بين نمره و دانش آموز با فعل دادن بيان ميشود.مثال : فيزيك سه بهم داده 8 !مرتيكه عوضي اصلا راه نميده ...اكثر جمعيت اين گروه رو دانش آموزان ناموفق تشكيل ميدن كه بدو تلاش وكوشش نمره نامطلوب به آنها داده ميشود

حالت سوم : رابطه بين نمره و دانش آموز با فعل گرفتن بيان مي شود.مثال : الاخره اين فيزيك سه يه دونه 10 گرفتم! دهنم سرويس شد.اكثر دانش آموزان اين گروه رو دانش آموزان  موفق تشكيل مي دن كه با تلاش وكوشش نمره نسبتا مطلوب خود را مي گيرند

يك اصل : حق گرفتني است نه دادني  !

تبصره :نمره از حقوق دانش آموز است و راههاي احقاق اين حق به شرح زير است

روش اول : گرفتن نمره قبل از امتحان :

مطالعه دروس در طول سال (يا) يك هفته قبل از امتحان و (يا) شب امتحان. اين روش مطمئن ترين راه است و طبق آمار و اطلاعات موجود فقط يك سوم دانش آموزان از اين روش استفاده مي گنند.جنسيت در اين روش تاثيري ندارد.پيشرفت علم هم در اين روش تاثيري ندارد

يك تجربه : در اين زمينه هيچ تجربه اي ندارم ! !

روش دوم :گرفتن نمره هنگام امتحان

تقلب به روش ها ومتد هاي مدرن (استفاده از تكه هاي كاغذ...زل زدن به برگه بغلي...مشورت كردن پنهاني...پنهان كردن جزوه در جاي مناسب...نوشتن نكات مهم بر روي اعضاي مناسب (!)

بدن...تقلب هاي پيشرفته و تكنولوژيك مثل استفاده از موبايل و انواع ماشين حساب مج هزين روش پر خطر ترين روش است ولي اگر با تبحر و تجربه كافي انجام شود بهترين نتيجه را مي دهد..هماهنگي              ، برنامه ريزي، اعتماد به نفس و انتخاب زوج مناسب جزو مهمترين ملزومات اين متد مي باشد.دانش آموزان موفق و ناموفق از اين روش استفاده مي كنند.با پيشرفت علم هم اين روش پيشرفت مي كند.جنسيت هم در اين روش موثر است.طبق تجربيات و آمارواطلاعات در اين روش به علت ترس بيش از حد چندان موفق نيستند(استثنا هم دارد)

البته وضعيت ظاهري دختران دانش جو موثر است چون همواره عده اي از پسران كلنواز ومعلوم الحال تلاش در رساندن تقلب به همراه شماره تلفن به دختران خوشكل دارند !

روش سوم :گرفتن نمره بعد از امتحان :

صحبت و مشورت خصوصي با دبيران مر بوطه..استفاده از انواع دستمال.ظاهر گول زننده به همراه دروغ هاي عجيب و غريب..استعداد ذاتي..روابط و آشنايان موجودو...

اين روش از متداول ترين روشهاي ممكنه است و قانون خاصي نداردوهر كس به شيوه خود آن را اجرا مي كند وبه تعداد دانش آموزان شگرد هاي مختلف وجدو دارد.در اين روش جنسيت موثر است دختران معمولا به علت بعضي از نعمت هاي خدادادي در اين روش موفق ترند

يك تجربه: يكي از بچه ها يه بار آي دي يكي از دبير ها رو پيدا كرده بود و سعي كرد از طريق چت مخ دبير رو بزنه وليignore  شد و بي نتيجه ماند!!

نتيجه گيري : براي گرفتن حق در هر حالت تلاش و كوشش لازم است.

شعر : نابرده زجر نمره ميسر نمي شود                    20 آن گرفت جان برادر كه شاهكار كرد !

اگه كسي تصميم داره  از اين مطلب كپي بگيره يه جوري بگيره كه من خوش تيپ بيوفتم !!

 

 

پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385 ساعت 9:4| نویسنده : پریسا |
اگه دیگه منو ندیدید حتما عینک بزنید !

 

بي مقدمه بگم كه فصل امتحان ها داره شروع ميشه .من هم قول دادم ديگه تا آخر امتحان ها پاي كامپيوتر نرم(ولي كيه كه به قولش عمل كنه)

مي دونم كه بدون من بهتون خوش نمي گذره ولي خوب از حالابايد خودم رو براي امتحان هاي تجديدي شهريور آماده كنم !!!

خلاصه اگه تو اين مدت از ما بدي ديديد كه حقتون بود ولي اگه خوبي ديديد حتما اشتباهي رخ داده ! اگه تو اين مدت هم نتونستم به وبلاگاي خوشكلتون سر بزنم(لابد دلم نخواسته)به بزرگي خودتون ببغشيد ولي بعدش جبران مي كنم

شما هم بچه هاي خوبي باشيدو بشينيد سر درس و مشقتون ! در ضمن دوستاي خوبي هم براي هم باشيد و پشت سر من حرف هاي بدبد نزنيد(اخه جيزه اوفه)

تا دوباره بر گردم

دلم براي همتون تنگ مي شه آخرش هم بگم كه ما مسلمونيم و پايبند يه سري اعتقادات....پس دختر خانوما رو از نزديك مي بوسم ...آقا پسر ها رو از راه دور...

فعلا خداحافظ تا 23/3/85

نه راستی حتما ۲۰ خرداد میام تا واسه ی کادو هایی که برای  تولدم خریدید  از خجالتتون در بیام! 

پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385 ساعت 9:2| نویسنده : پریسا |
درباره وبلاگ
قصه این بلاگ از آنجا آغاز گشت که، در بلاد ما قومی بودند منتسب به ساچمه اي ها، که نونهالان این قوم پاتوقی داشتند مسنجریه نام، که نیمی از عمر خود در آنجا گذراندی و پول خود را صرف گفتمان با غربا کردندی و چراغ خود همیشه روشن نگاه داشتندی در میان این نونهالان، نونهالي بود پريسا نام، که چراغ خود در مسنجریه خاموش نگاه داشتی و ساعتها وب گردی کردی و سرچ کردی و پول تلیفون را به ثریا رساندی.زين پس وي در فکر افتادندي به ساخت منزلگهی بس نکو منتسب به ساچمه اي،و آن را استاد نمايندي... باشد که از قـِـبل آن یک دگر را بیشتر بینندی و تو، ایزد دانا و توانا را چگونه دیدی، شاید از قـِـبل این بلاگ به شهرت رسیدندی و چیزی شدندی!! .


آرشیو موضوعی
طراح قالب

آمار وبلاگ
کاربران آنلاین :
بازديدها :


دانلود RssReader

Powered By
BLOGFA.COM